تبليغاتX
دنیای ماریلا - حالا خيلی وقت است ديگر ... نی از بی‌چرايی تيغ بُريده...و ترانه از ترس هر مگو.
روزانه های من

تا حالا چند بار تو زندگي تصميم گرفتين كه تغيير كنين ؟ چند بار به اين نتيجه رسيدين كه از ايني كه هستين خسته شدين و دلتون مي خواد جور ديگه اي باشين ؟ مثلا لاغر باشين ،‌منظم باشين ، با برنامه ريزي باشين ،‌با حوصله باشين و خيلي چيزهاي ديگه ...

من خيلي وقته از ايني كه هستم خسته شدم و دلم مي خواد طور ديگه اي باشم ...

از اينكه هر روز دير مي رسم سر كار ناراحتم ...

از اينكه حداقل هفته اي يه روز مرخصي ميگيرم ناراحتم ...

از اينكه نمي تونم جلوي شكمم رو بگيرم ناراحتم ...

از اينكه به كارهام نمي رسم و همه اش مي گم فردا ناراحتم ...

و هزار تا موضوع ديگه كه باعث مي شه كسل ، خسته و بي حوصله باشم

الان مدت هاست كه قراره يك گزارش كلي از كارهايي كه تا حالا تو سازمان انجام دادم بنويسم و در ادامه اش هم بنويسم كه تاثير من توي سازمان چقدر بوده و از اين به بعد قراره براي سازمان چي كار كنم و ... بعد يه جلسه با مدير عامل و مدير بخش پروژه ها داشته باشم  و ...

همكارم اين كار رو طي يك هفته انجام داد و با اينكه من مي دونم خيلي كمتر از من كار مي كنه اما همه ازش راضي ان ! چند تا دليل داره : 1- هر روز صبح به موقع مي آد 2- مرخصي كم مي گيره  3- كارهاش رو منظم انجام مي ده 4- براي همه كارهاش گزارش مي ده

اما من دير مي آم ! دير مي رم ! از صبح هزار تا كار رو قاطي هم انجام مي دم و آخر وقت حتي يك كار كامل ندارم ! مرخصي زياد مي گيرم ! براي كارهايي كه انجام مي دم گزارش نمي دم

پي جي مدتيه كه كارش رو عوض كرده و صبح ها حدود 6:30 از خونه مي آد بيرون ! چند بار با خودم عهد كردم كه صبح ها با پي جي بيام بيرون و زود برسم سر كار ... اما بيشتر روزها وقتي مي آد كه براي خداحافظي منو ببوسه من تازه بيدار مي شم و بعدش هم حدود نيم ساعت طول مي كشه كه خودم رو از تخت خواب بيارم بيرون و تا قهوه بخورم و صورتم رو بشورم و مسواك بزنم و آرايش كنم و لباس بپوشم رسما ساعت شده 8:30 و تا برسم سر كار ساعت مي شه 9! تازه به شرطي كه آژانس بگيرم ... هر چي هم شب زود مي خوابم باز هم صبح انگار اصلا نخوابيدم و براي 5 دقيقه بيشتر به خودم التماس مي كنم  ... اين خيلي بده ... مقدار زيادي از درآمد ماهيانه ام براي تاخير از حقوقم كسر مي شه و كلي هم پول آژانس مي دم و با اين حساب اگر سر كار نيام خيلي بهتره

نكته جالب اينجاست كه روزهايي كه مرخصي مي گيرم نمي خوابم و با حال و روز خوب و خوشحال توي خونه براي خودم كار مي كنم ... نمي دونم چرا اين همه از محيط كارم فراري ام ؟؟؟

خيلي دلم مي خواد كه بهتر بشم ... دلم مي خواد سر ساعت برسم و توي يك روز كارهام رو دسته بندي شده انجام بدم و آخر روز هم گزارش بدم كه من خيلي كار كردم

خانوم هاي كارمند ... شما چطوري صبح زود به كارتون مي رسين ؟؟ چطوري اون گزارشي كه گفتم رو بنويسم ؟

+  چهارشنبه نهم بهمن 1387 | 6:0 بعد از ظهر |  ماریلا  |